موانا؛ آیا دیزنی ایده این مجموعه را از یک فیلم صد ساله گرفته است؟
به گزارش مجله آراد، گاهی پشت یکی از محبوب ترین انیمیشن های دیزنی، داستانی وجود دارد که کمتر کسی از آن خبر دارد. بیشتر مخاطبان موانا (Moana) را با انیمیشن سال 2016 و نسخه لایو اکشن آن می شناسند، اما نزدیک به صد سال پیش فیلمی صامت با همین نام ساخته شد؛ موانا 1926، اثری که نه تنها نام مشترکی با محصول دیزنی دارد، بلکه بسیاری آن را یکی از آثار الهام بخش این مجموعه می دانند.
البته شباهت این دو فیلم فقط به نام آن ها محدود نمی گردد. موانا 1926 از جنبه دیگری هم اهمیت دارد؛ فیلمی که بسیاری آن را نخستین اثری می دانند که با عنوان مستند شناخته شد و هنوز هم درباره مرز میان واقعیت، بازسازی و روایت در آن بحث می گردد. مقاله پیش رو، علاوه بر آنالیز این ارتباط کمتر شناخته شده، سراغ تاریخ پرماجرای فیلمی می رود که با گذشت یک قرن، همچنان در مرکز بحث های سینمایی واقع شده است.
خواندنی ها
چرا موآنا از پرنسس های دیزنی نیست؟
موانا؛ فیلمی صد ساله که شاید الهام بخش دیزنی بوده است
هم زمان با اکران نسخه لایو اکشن موانا (Moana) بد نیست نگاهی هم به فیلمی بیندازیم که یک قرن پیش با همین نام ساخته شد؛ موانا 1926. در واقع بازسازی انیمیشن پیروز دیزنی که سال 2016 اکران شد و دواین جانسون در آن حضور دارد، اولین موانای تاریخ سینما نیست. حدود صد سال پیش، فیلمی صامت با همین نام ساخته شد؛ اثری که امروز کمتر کسی آن را به یاد دارد، اما نه تنها الهام بخش نسخه دیزنی بوده، بلکه به شکل گیری یکی از مهم ترین ژانرهای تاریخ سینما هم یاری نموده است.
بروس پوزنر، مورخ سینما، معتقد است: به نظر می رسد کسی در دیزنی از ساختار و ایده اصلی موانای 1926 الهام گرفته و آن را به شکل تازه ای بازآفرینی نموده است.
موانا 1926 را رابرت فلاهرتی ساخت؛ فیلم سازی که چند سال قبل با نانوک شمالی (Nanook of the North) به معروفیت رسیده بود. آن فیلم با تصویر متفاوتی که از زندگی اینوئیت ها ارائه می داد و صحنه های فراموش نشدنی شکار گراز دریایی و قایق رانی میان یخ ها، به پیروزیت بزرگی رسید. استقبال از نانوک شمالی آن قدر چشمگیر بود که فلاهرتی برای ساخت فیلم بعدی آزادی کامل پیدا کرد و مقصد بعدی خود را ساموآ انتخاب کرد.
پوزنر که سال 1393 بر بازسازی دیجیتال فیلم نظارت داشت، می گوید: فلاهرتی در ابتدا قصد داشت فیلمی درباره یک هیولای دریایی بسازد، اما وقتی به ساموآ رسید، فهمید چنین چیزی وجود ندارد. چیزی که پیدا کرد، زندگی آرام مردم جزیره بود.
همین کشف، مسیر فیلم را عوض کرد. فلاهرتی تصمیم گرفت به جای یک ماجرای ماجراجویانه، زندگی روزمره مردم ساموآ را روایت کند. داستان حول جوانی به نام موانا و خانواده او شکل گرفت و فیلم برداری بیش از یک سال طول کشید؛ تجربه ای کم سابقه که آن موقع یکی از نخستین نمونه های فیلم سازی طولانی مدت در محل واقعی به شمار می رفت.
پوزنر می گوید: این فیلم هنوز هم یک نقطه عطف در تاریخ سینما است. شرایط فراوری هم اصلا ساده نبود. فلاهرتی با تجهیزات ابتدایی در آب وهوای گرم و مرطوب ساموآ کار می کرد و حتی برای ظاهر کردن نگاتیوها، داخل یک غار آب شیرین آزمایشگاه موقت ساخت. او بعد از نوشیدن آب همان غار دچار مسمومیت شدید شد و چند ماه با مرگ دست وپنجه نرم کرد.
وقتی فیلم آماده شد، استودیو با چیزی کاملا متفاوت از انتظارش روبه رو بود. خبری از هیولاهای دریایی نبود و جای آن ها را لاک پشت های آرام گرفته بودند. فیلم هم داستان پرحادثه ای نداشت و بیشتر از لحظه هایی ساده از زندگی مردم جزیره تشکیل شده بود؛ از جمع آوری ریشه تارو گرفته تا چیدن نارگیل.
با وجود این، نمایش های آزمایشی موانا در نیویورک فراتر از انتظار ظاهر شد و حتی رکورد فروش را شکست. اما این پیروزیت دوام چندانی نداشت. فیلم پس از اکران عمومی نتوانست نظر مخاطبان را جلب کند و در گیشه بازنده شد. یکی از منتقدان آن موقع در توصیفی کوتاه نوشت: این فیلم بیشتر حس کنجکاوی را برمی انگیزد تا اینکه سرگرم نماینده باشد.
هرچند موانا از نظر تجاری پیروز نبود، اما خیلی زود جایگاهی ماندگار در تاریخ سینما پیدا کرد. جان گریرسون، منتقد سرشناس، درباره این فیلم نوشت که ارزش مستند دارد. او با همین توصیف، واژه مستند را برای معرفی این گونه از فیلم ها به کار برد؛ اصطلاحی که بعدها به نام یک ژانر سینمایی شناخته شد. به همین علت، موانا را نخستین فیلمی می دانند که با عنوان مستند معرفی گردید؛ عنوانی که سال ها بعد، خودش به یکی از بحث برانگیزترین جنبه های فیلم تبدیل شد.
خواندنی ها
10 مستند برتر دیزنی که باید دیدن کنید؛ سفری به کارخانه رویاپردازی
دکتر دیون فونوتی، مدرس ارشد دانشگاه ملی ساموآ، می گوید بسیاری از رسم ورسومی که فلاهرتی در فیلم به تصویر کشید، دیگر در دهه 1920 بخشی از زندگی مردم ساموآ نبود. به گفته او، شیوه پوشش و نگاه جامعه به حیا و پوشش در آن سال ها تغییر نموده بود، اما فلاهرتی عمدا تصویری متعلق به گذشته را بازسازی کرد؛ تصویری که با واقعیت آن دوره هم خوانی نداشت.
واقعیت این است که موانا بیش از آنکه ثبت بی واسطه واقعیت باشد، بازسازی آن بود. بازیگرانی که نقش اعضای یک خانواده را ایفا می کردند، هیچ نسبت خانوادگی با یکدیگر نداشتند. فلاهرتی آن ها را بر اساس چهره و توانایی بازیگری انتخاب نموده بود و حتی نام شخصیت اصلی را هم خودش برگزید.
البته بسیاری معتقدند نباید این فیلم را با معیارهای امروزی قضاوت کرد. پوزنر می گوید: فلاهرتی زمانی کار می کرد که هنوز قواعد مستندسازی شکل نگرفته بود. شاید بعدها برچسب مستند روی آثار او نهاده شد، اما از نظر من او بیش از هر چیز یک شاعر سینما بود، نه یک مستندساز.
در سال های بعد، موانا از زاویه دیگری هم زیر ذره بین رفت. بسیاری از منتقدان پسااستعماری، تصویر آرمانی فلاهرتی از جامعه ای دورافتاده و به ظاهر دست نخورده را نقد کردند و آن را بازتاب نگاه رمانتیک غرب به فرهنگ های بومی دانستند. با این حال، فونوتی می گوید این بحث ها در خود ساموآ چندان جدی نیست.
او شرح می دهد: در فضای دانشگاهی درباره ساختگی بودن فیلم بحث می کنیم، اما بیشتر مردم ساموآ چنین نگاهی ندارند. برای آن ها، این فیلم بیش از هر چیز پنجره ای به گذشته است؛ تصویری از بخشی از تاریخ که دیگر وجود ندارد.
همین نگاه را می توان در مستندی که سال 1390 درباره موانا ساخته شد هم دید. دختر یکی از بازیگران فیلم در آن مستند می گوید: از نظر من هیچ مسئله ای در این فیلم وجود نداشت. یکی دیگر از اهالی همان روستایی که فیلم در آن ساخته شده بود نیز می گوید: این فیلم متعلق به ما است. این فیلم، داستان روستای ما است.
هرچند روایت فیلم از نگاه یک فیلم ساز آمریکایی شکل گرفته، اما بازسازی آیین ها و سنت های قدیمی بدون مشارکت مردم محلی ممکن نبود. هدف آن ها ثبت زندگی روزمره ساموآ در دهه 1920 نبود، بلکه می خواستند سبک زندگی نسل های قبل را، پیش از آنکه به فراموشی سپرده گردد، دوباره زنده نمایند.
فرانسس فلاهرتی، همسر رابرت فلاهرتی و یکی از تهیه نمایندگان فیلم، بعدها درباره روند فراوری شرح داد که مردم روستا از ابتدا در ساخت فیلم مشارکت داشتند. نسخه های اولیه برای بزرگان روستا نمایش داده می شد؛ کسانی که هنوز سنت های قدیمی را به خاطر داشتند و می توانستند درباره درستی بازسازی آن ها نظر بدهند. آن ها به گروه فیلم سازی می گفتند کدام جزئیات درست است و چه چیزهایی باید تغییر کند تا تصویر دقیق تری از گذشته به دست آید.
فونوتی معتقد است همین همکاری، مهم ترین نقطه اتصال موانا 1926 با مجموعه فیلم های دیزنی است. او می گوید دیزنی پیش از موانا بارها از فرهنگ های بومی و غیرغربی الهام گرفته بود، اما همواره این کار را با دقت و حساسیت کافی انجام نمی داد. نتیجه چنین رویکردی، صحنه هایی بود که امروز نگاه انتقادی به آن ها وجود دارد؛ از جمله ترانه جنجالی چه چیز مرد سرخ پوست را سرخ کرد؟ در انیمیشن پیتر پن (Peter Pan).
اما روند فراوری موانا تفاوت زیادی با آثار قبلی داشت. دیزنی از همان مراحل ابتدایی، گروهی از پژوهشگران و مشاوران فرهنگی از سراسر جزایر اقیانوس آرام را کنار پروژه قرار داد تا در همه بخش ها، از داستان و شخصیت ها گرفته تا موسیقی، طراحی لباس و آیین ها، نظر کارشناسی بدهند.
فونوتی که از همان ابتدا عضو این گروه مشاوره بوده، این تجربه را مثبت ارزیابی می نماید: همکاری بسیار خوبی بود. مردم جزایر اقیانوس آرام از نخستین سال های تاریخ سینمای غرب در فیلم ها حضور داشتند، اما بیشتر به عنوان سوژه دیده می شدند. امروز، خودشان در شکل دادن به این روایت ها نقش دارند و همین موضوع، تغییر بزرگی به شمار می رود.
او باور دارد فیلم فلاهرتی نخستین پله این مسیر بود؛ مسیری که در نهایت به حضور فعال مردم ساموآ در روایت داستان های خودشان رسید. به گفته او، رشته ای وجود دارد که موانای 1926 را به جایگاهی وصل می نماید که امروز در آن قرار داریم؛ جایگاهی که دیگر فقط موضوع فیلم نیستیم، بلکه در ساخت این داستان ها هم مشارکت می کنیم.
پوزنر هم همچنان معتقد است شباهت میان فیلم فلاهرتی و نسخه دیزنی اتفاقی نیست. از نگاه او، اشتراک نام دو فیلم، فضای جزیره ای آن ها و هسته مشترک داستان، نشانه هایی هستند که نمی توان به سادگی از کنارشان گذشت؛ حتی اگر شخصیت اصلی در نسخه دیزنی از یک مرد به یک زن تغییر نموده باشد.
او می گوید: برای من، این شباهت ها تصادفی نیست. به گمانم سازندگان دیزنی به شکل مستقیم یا غیرمستقیم از فیلم فلاهرتی الهام گرفته اند.
پوزنر امیدوار است اکران نسخه لایو اکشن دیزنی، توجه مخاطبان را به فیلم صامت اصلی هم جلب کند. او این روزها مشغول آماده کردن یک نگاتیو تازه 35 میلی متری از موانا برای صدمین سال ساخت آن است تا این اثر بار دیگر روی پرده سینما نمایش داده گردد.
او در سرانجام می گوید: برای من، این فیلم درباره زیبایی، وقار و انسانیت است. با گذشت صد سال، هنوز هم یک جواهر واقعی به شمار میرود.
منبع: The Guardian
منبع: دیجیکالا مگ